یکی را دوست میدارم - تاریخ: 1391/9/19 ساعت: 18:55
(یکی را دوست میدارم ) یکی را دوست میدارم، ولی افسوس،او هرگز نمیداند. نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست میدارم. ولی افسوس، او هرگز نگاهم را نمیخواند به برگ نوستم من که او را دوست میدارم. ولی افسوس، او برگ گل را به زاف کودکی آویخت تا او را بخنداند به مهتاب گفتم ایمتاب سر راهت به کوی او ...
دوبیتی زیبا - تاریخ: 1391/9/19 ساعت: 18:56
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد / به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
داستان زیبای دو برادر مهربان - تاریخ: 1391/9/19 ساعت: 18:56
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنهاازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت : (( درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ول...

برچسب‌های مرتبط

یکی را ذوست میدارم | بس که دیوار دلم کوتاه است | دو بیتی | داستان زیبای دو برادر مهربان | داستان کوتاه | بهترین داستان های کوتاه | داستان زیبا |